مير سيد شريف راقم سمرقندى
160
تاريخ راقم ( فارسى )
مقيمان حريم روضه را چون گوهر نامش * به گوش آمد عليه الرحمه مىگويند و الرضوان نوشتم حيف از خاقان صد چندين دُر معنى * حساب هجرت او « بىزيادت بود بىنقصان » مخفى نماند كه به حساب تهجى حرف با كه دو بود اسقاط كرده چنانچه بىزيادت و بىنقصان اشارت به همان است . تاريخ فتح بدخشان عبد الله خان تمام بدخشانات را با كان لعل سليمان در زير نگين درآورده بعضى از فضلا تاريخ فتح خان را بسى نيكو گفتهاند . از آن جمله ملا نخلى گفته : تاريخ خواست نخلى از خرد * تاريخ سال فتح خان گفت « عقل خوردهبين * ملك سليمان را گرفت » در تاريخ 995 عبد الله خان ابن سكندر خان شاهباز عزيمتش در هواى مملكت خراسان بال پرواز گشاد و شاهين جان شكار غيرتش روى در صيدگاه ولايت هرات نهاد . لمؤلّفه خديو زمين شهريار زمان * سزاوار شاهى پناه جهان تهمتن سپهدار مالك رقاب * سر نيزهداران او آفتاب عناندار رزمش عيان ملك * چه راكب ركابش هلال فلك پلنگ افكن و شير دل در مصاف * به شمشير كين ريخته خون لاف سليمان جناب و فريدون فرى * ز مور بيابان فزون لشكرى به عزم خراسان نهادند روى * همه كينهجوى و همه جنگجوى شدند اهل لشكر كران تا كران * به رفتار ريگ بيابان روان ز اهل نبرد از يكى تا هزار * همه در خمار مى كارزار بدوش دليران آيين نبرد * كمانها چو قوس قزح سرخ و زرد زرهپوش مردان جوشن اساس * چو شمشير عريان جواهر لباس به خون ريختن تيغها گشته تيز * چو ابروى خوبان عاشق ستيز سنان يلان همچو مار دو سر * خورند از سر خصم مغز جگر